کد خبر: 690تاریخ انتشار : ۱۳:۳۸:۳۴ - شنبه ۱۲ دی ۱۳۹۴

در ضرورت تقویت بنیان های جامعه مدنی ، مشارکت سیاسی و فرهنگ تحزب

جامعه ایرانی در حوزه سیاست همواره با ضعف تاریخی احزاب و و فرهنگ تحزب روبه رو بوده است. مشارکت ستیزی و رقابت گریزی که دو مشخصه توسعه نیافتگی سیاسی هستند، عمدتا فرایند های توسعه ملی را در ایران با اختلال رو به رو کرده است. پس صورت اصلی مساله تا به این حد روشن است که باید کاری کرد که فرهنگ سیاسی ما در جهت مشارکت جویی، رفتار جمعی، و کنش های معطوف به رقابت های روشن، قانونمند، و ترغیب کننده به گفتگو و سازمان یافتگی پیش رو مولفه های ادراکی ، احساسی، و ارزش گذارانه جامعه ماهم در سطح نخبگان و هم در سطح عموم شهروندان به اولویت و یا حداقل قبول کنش مدنی حزبی برسد

جامعه مدنی برای غلبه بر تنگناهای توسعه خود بیش و پیش از عناصر مادی به عناصر معنوی نیاز دارد. این به آن معناست که اگر برای تحرک اقتصادی باید در اندیشه تامین منابع فیزیکی سرمایه بود، باید قبل از آن به دنبال بالا بردن سرمایه اجتماعی بود، سرمایه فیزیکی و منابع اقتصادی توسعه در پرتو سرمایه اجتماعی که مرکب از اعتماد، مشارکت، انسجام ملی، امید اجتماعی و… است می تواند رونق بگیرند.
جامعه ما نیز از این ضرورت برکنار نیست، باید مساله یا مسایل سیاسی توسعه همه جانبه متوازن و پایدار آن را به اعتبار دانش و تجربه ای که در گذار ایام انباشته شده است تعریف کرد و برای حل و فصل تاریخی آنها قدم در راه برنامه هایی برای اقدام نهاد.
گفته می شود که به رغم مبارزه ها و تلاش های مستمر و بی نظیری که مردم ما در سده ها و دهه های اخیر انجام داده اند، ضعف جامعه مدنی همچنان مساله ای در راس موانع توسعه یافتگی ایران قرار دارد. ایران نه تنها در میانه جنبش مشروطه تا انقلاب اسلامی ۵۷ بوده است، بلکه حتی پس از پیروزی انقلاب و طی دوره اصلاحات همچنان مواجه با ضرورتی است که می توان به اختصار آن را تقویت بنیان های جامعه مدنی و توانمندسازی جامعه نامید، ضرورتی که از آن اصلاح اندیشه فرهنگ و رفتار نخبگان و عامه بر می خیزد و ساختارها و فرایندهای مناسب را به تدریج برای افزایش مشارکت و سامان دهی نوع رقابت و به طور خلاصه اولویت کار جمعی بر خودمداری شکل می دهد.
تقویت بنیان های جامعه مدنی که نهایتا هم جامعه و هم قدرت سیاسی از آن بهره می برند در عرصه های مختلف فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی و اقتصادی با نیازها و ضرورت های متفاوتی روبه روست. در هر یک از این عرصه ها باید مساله یا مسایل واقعی توسعه را دریافت و برای درمان آن عملا چاره جویی کرد. می توان این نیاز را در حوزه سیاست به اختصار در ضرورت تقویت فرهنگ رفتار و ساختارهای حزبی دانست که مهمترین جلوه های جامعه مدنی در این حوزه اند.
جامعه ایرانی در حوزه سیاست همواره با ضعف تاریخی احزاب و و فرهنگ تحزب روبه رو بوده است. مشارکت ستیزی و رقابت گریزی که دو مشخصه توسعه نیافتگی سیاسی هستند، عمدتا فرایند های توسعه ملی را در ایران با اختلال رو به رو کرده است. پس صورت اصلی مساله تا به این حد روشن است که باید کاری کرد که فرهنگ سیاسی ما در جهت مشارکت جویی، رفتار جمعی، و کنش های معطوف به رقابت های روشن، قانونمند، و ترغیب کننده به گفتگو و سازمان یافتگی پیش رو مولفه های ادراکی ، احساسی، و ارزش گذارانه جامعه ماهم در سطح نخبگان و هم در سطح عموم شهروندان به اولویت و یا حداقل قبول کنش مدنی حزبی برسد.
دوره اصلاحات در این سو فرصت های مساعدی را فراهم کرد و جریانی که در دوم خرداد سال ۷۶، به پیروزی رسید، اساسا هدف اصلی خود را تقویت جامعه مدنی ایران می دانست و به همین سببب دولت و مجلس اصلاحات نیز تا آنجا که توانستند زمینه های قانونی کار را بهبود بخشیدند و تقویت کردند و جامعه سیاسی نیز توانست در پرتو احزاب و نهادهای حزبی توانمند و تاثیرگذاری تحرک بیابد، و نوع جدیدی از فعالیت های سیاسی را بر پایه گسترش و تعمیق فعالیت های حزبی و تشکیلاتی تجربه کند. تاسیس و رشد جبهه مشارکت ایران اسلامی نمونه ای از آن تلاش ها و تجربه هاست.
متاسفانه در هشت سال پس از اصلاحات رونق نهادهای مدنی و احزاب نیز به مانند بسیاری از نهادهای توسعه ای در زمینه های دیگر کم شدو گاه حتی تا مرحله تعطیل هم پیش رفت، اما از آنجا که در وجود شهروندان، ملت و نظام سیاسی ما همچنان ظرفیت هایی برای پیشبرد اندیشه و عمل اصلاح طلبانه و کاهش تهدید های ملی وجود دارد، مشارکت سیاسی موثر نخبگان و جامعه و انجام انتخابات ۹۲، گفتمان اعتدال، عقلانیت، اصلاحات، گفت و گو، قانون گرایی، قانون پذیری پیروز شدن و دولت تدبیر و امید از درون آن بر آمد.
روشن است که از این نظام، دولت و از این پس جامعه به رغم آسیب های فراوانی که رویه ها و عملکردهای غلط اعمال شده در برابر الزام های توسعه ای از جمله تحزب و توسعه نهادهای مدنی در آن دوران دیده اند، باید بگوشند از فرصت های ملی و جدیدی که به برکت حماسه مشارکت سیاسی ۲۴ خرداد فراهم شد بهره گیرند. جامعه، نخبگان، و نظام سیاسی ما اکنون با فرصت ها و چشم اندازهای تازه ای روبه روست. باید تازگی و تمایز این ایام را به خوبی دریافت باید پذیرفت که برای غلبه و آسیب های مختلفی که کشور با آنها رو به روست، راه کار اصلی، اولویت دادن به حل مسائل ملی و ترجیح منافع ملی بر منافع فردی و گروهی عینی تقویت نگراش ها و رفتارهای و ساختارهای مدنی است. به این سبب باید با محوریت دادن به ضرورت گفت و گو به افزایش سطوح مشارکت عمومی در همه زمینه ها اندیشید.
باید به انباشت تجربه ها فکر کرد و میان گذشته و حال و آینده پل زد. نه باید در گذشته ماند، و نه گذشته را فراموش کرد، اما بدید به امروز و آینده نگاه کرد و میان تجربه های دیروز و نیازهای امروز پیوندهای سازنده برقرارکرد. باید برای حضور موثر در جامعه مدنی یافت و به کار بست. تاسیس حزب اتجاد ملت ایران اسلامی، می تواند اقدامی موثر در این فرایند به شمار آید که امید است با تلاش جمعی و احساس مسوولیت همگانی قدمی در راه تقویت بنیان های مدنی و فرهنگ تحزب و مشارکت سیاسی و توسعه همه جانبه کشور به شمار آید و همه را به این ضرورت ترغیب کند که سیاست ورزی و حضور موثر در احزاب برای کشور هم مطلوب است و هم ممکن.