کد خبر: 2535تاریخ انتشار : ۶:۵۶:۳۰ - شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۵

راه ممکن و مقدور برای ائتلاف حداکثری

هنوز می توان به جرآت ادعا کرد که نهاد انتخابات در کشور روزنه‌ای به سوی دموکراسی است و غفلت از این ظرفیت به معنی نادیده گرفتن‌ اصلی ترین ظرف ممکن برای تحقق این آرمان شهر مصلحان ایران است
مشکلات درونی و بیرونی پیش روی احزاب ما غیر قابل انکار است .مرز بین تشکل های صنفی و احزاب سیاسی مخدوش است. بسیاری از احزاب پس از یک دهه فعالیت هنور نتوانسته اند چند چهره ای اثرگذار در فضای سیاسی ایران معرفی کنند.به این معنی که حزب سیاسی فقط و فقط با دبیرکلش شناخته می شود و اگر دبیرکل را بردارندهیچ نیروی جایگزینی برای اداره آن حزب پرورش نیافته و به جامعه معرفی نشده است.برخی از دبیران کل احزاب، حزب را قبیله ای برای خود می دانند که دیگر اعضا حزب، اعضا قبیله آنان محسوب می شود.از نهادی که باید دموکراتیک باشند، یک قبیله برای خود ساخته اند.غیر از بزنگاه‌های انتخابات هیچ نمود و بروزی در فضای سیاسی ایران ندارند.در مواجهه با اتفاقات و بزنگاه‌های دیگر مهرسکوت بر لب زده اند و از فقدان چشم انداز حتی برای ۵ سال آینده حزب خود نیز محرومند چه برسد به ترسیم چشم اندازی برای اداره کشور و پرورش نیرو و نسل جدید سیاست ورزان.
همین مقتضیات بود که مجموعه اصلاح طلبان را واداشت تا در دو انتخابات گذشته به ائتلاف حداکثری فکر کنند و در نهایت در مرحله انتخابات ۹۲ شورای مشورتی کار سامانه ائتلاف را برعهده گرفت و در انتخابات ۹۴نیز با توجه به پیچیدگی های آن، شورای عالی اصلاح طلبان تشکیل شد تا بستر مقدور و ممکنی باشد که این‌ مجموعه متکثر را در بر گیرد.
به طور قطع بدون حضور و اثر گذاری و محوریت سیدمحمد خاتمی این مسیر ادامه نخواهد داشت و با مشکلات و چالش های جدی مواجه خواهد شد.
به همین دلیل تلاش مخالفین و رقبا در درجه اول دمیدن در ساز ناهماهنگی و چند دستگی است و در قدم بعدی حذف و کاهش اثر گذاری و محوریت رئیس دولت اصلاحات است.
تلاشی که در دو انتخابات گذشته علی رغم همه فشارهای دست های پیدا و پنهان به نتیجه نرسید و بار دیگر و همزمان با نزدیک شدن به انتخاباتی دیگر مجددا آستین ها را بالا زده اند تا این ائتلاف و انسجام ادامه پیدا نکند.
کار این سامانه ها ایجاد ائتلاف و انسجام است و احزاب اگر در پی تقویت میزان اثر گذاری خود هستند باید تجربه احزاب موفق دنیا را مورد مطالعه و بررسی قرار دهند.شکل گیری سامانه شورای عالی سیاستگذاری نه تنها موجب تضعیف احزاب نمی شود،بلکه فرصتی را پیش روی آنان قرار می دهد تا میزان اثر گذاری خود را به اثبات رسانند.

آذر منصوری*

برگزاری انتخابات هر دو سال یک بار در ایران از ظرفیت‌های بی‌بدیل قانون اساسی است که قرار بوده و هست که زمینه چرخش قدرت دموکراتیک را در نظام‌ پس از انقلاب اسلامی فراهم کند.با اینکه مخالفین این روند نیز در طول بیش از سه دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی از همه روش ها ی موجود برای حذف نهاد انتخابات بهره گرفته اند اما پس از سه دهه هنوز می توان به جرآت ادعا کرد که نهاد انتخابات در کشور روزنه‌ای به سوی دموکراسی است و غفلت از این ظرفیت به معنی نادیده گرفتن‌ اصلی ترین ظرف ممکن برای تحقق این آرمان شهر مصلحان ایران است.در واقع انتخابات که باید علی القاعده سطحی از مشارکت سیاسی باشد و شاید نازل ترین سطح مشارکت سیاسی،به اصل ممکن و مقدور مشارکت سیاسی در ایران تبدیل شده است و سطوح دیگر مشارکت سیاسی شهروندان به دلایل متعدد عملا امکان شکل گیری را تا کنون نداشته اند.در حالیکه مشارکت سیاسی مجموعه ای از ظرفیت های متعدد اثر گذاری برای شهروندان است تا در بزنگاه‌های دیگر و در فواصل انتخابات نیز نمود خود را آشکار سازد.سامانه های اصلی این مشارکت در کشورهای توسعه یافته احزاب و تشکل های سیاسی هستند.این سامانه ها نه تنها در موسم انتخابات و پس از حضور در نهادهای منتخب دموکراتیک برای جریان‌سازی مشارکت شهروندان برنامه دارند،بلکه در فواصل بین انتخابات نیز در همه بزنگاه‌های غیر انتخاباتی حضوری اثر گذار در جوامع خود دارند.در واقع این احزاب به برندهایی در سپهر سیاسی کشورها دست یافته اند که این حضور در انتخابات نیز در موفقیت یا عدم موفقیت آنان اثر گذار است.

به بیان دیگر در ساختار حقیقی و حقوقی قدرت در این کشورها احزاب به نقشی دست یافته اند که توان رقابت و بازی گردانی را در انتخابات کسب نموده اند و همین اثر گذاری کمی و کیفی است که آنها را به یک برند قدرتمند تبدیل کرده است.
تبدیل شدن این احزاب به برند در کنار ظرفیت های دیگر جامعه مدنی مانند رسانه های آزاد و نهادهای مدنی در عملکرد مطلوب نهادهای انتخابی نیز اثر خود را به جای گذاشته است.به این مفهوم که نهادهای مدنی در پیگیری مطالبات مردم و انعکاس آنها به نهاد های دموکراتیک قدرت و رسانه های آزاد در تحقق فشار افکار عمومی نقش مکمل احزاب را در تعمیق و توسعه مشارکت همه جانبه مردم ایفا می کنند.
علی القاعده در کشور ما نیز برای اینکه از یک طرف سطح مشارکت سیاسی مردم از انتخابات فراتر رود و از سوی دیگر نهادهای انتخابی پس از استقرار از حداکثر ظرفیت ممکن برای پاسخگویی برخوردار باشند باید به راهبردی اندیشید که در نهایت این احزاب باشند که بازیگری اصلی انتخابات را به عهده گیرند و این مطلوب ترین چشم اندازی است که می توان برای رسیدن به آن به راهبردهای ممکن و مقدور اندیشید.
راهبردی که در نهایت به تشکیل چند حزب اثرگذار در سطح کمی و کیفی بیانجامد و آنها را در سپهر سیاسی کشور به برند تبدیل نماید و سطح مشارکت سیاسی را در ساختار حقیقی ایران نیز ارتقا بخشد.
اما وقتی سخن از اثر گذاری و برند شدن احزاب به میان می آید به این معنی است که این احزاب به لحاظ کمی و کیفی توانسته اند به سطحی دست یابند که حضور یا عدم حضورشان در انتخابات تعیین کننده باشد.به عنوان مثال حضور یا عدم حضور حزب دموکرات امریکا یا حزب کارگر انگلستان در انتخابات قطعا تعیین کننده خواهد بود چرا که آنها تشکیلات کمی و کیفی و بدنه اجتماعی و پایگاه هوادارانی دارند که عدم حضورشان در انتخابات اصل انتخابات را نیز ممکن است تحت الشعاع خود قرار دهد.به طور قطع از یک سو تشکیلات سیاسی و شبکه های هواداران این احزاب و از سوی دیگر شخصیت های موثر و فرهمندی که در کادر رهبری این احزاب حضور دارند و از طرف دیگر نظام حزبی این کشورها این احزاب را به برندهایی در سپهر سیاسی این کشورها تبدیل نموده است.
حال باید دید مسیر ممکن و مقدور پیش روی فعالین سیاسی ایران برای دست یابی به چنین سطحی از اثر گذاری چیست.
مشکلات درونی و بیرونی پیش روی احزاب ما غیر قابل انکار است .مرز بین تشکل های صنفی و احزاب سیاسی مخدوش است. بسیاری از احزاب پس از یک دهه فعالیت هنور نتوانسته اند چند چهره ای اثرگذار در فضای سیاسی ایران معرفی کنند.به این معنی که حزب سیاسی فقط و فقط با دبیرکلش شناخته می شود و اگر دبیرکل را بردارندهیچ نیروی جایگزینی برای اداره آن حزب پرورش نیافته و به جامعه معرفی نشده است.برخی از دبیران کل احزاب، حزب را قبیله ای برای خود می دانند که دیگر اعضا حزب، اعضا قبیله آنان محسوب می شود.از نهادی که باید دموکراتیک باشند، یک قبیله برای خود ساخته اند.غیر از بزنگاه‌های انتخابات هیچ نمود و بروزی در فضای سیاسی ایران ندارند.در مواجهه با اتفاقات و بزنگاه‌های دیگر مهرسکوت بر لب زده اند و از فقدان چشم انداز حتی برای ۵ سال آینده حزب خود نیز محرومند چه برسد به ترسیم چشم اندازی برای اداره کشور و پرورش نیرو و نسل جدید سیاست ورزان.
اغلب این احزاب ساختاری مردانه دارند.
مشکل دیگر تکثر احزاب در ایران است.
از سوی دیگر به دلیل ضعف ساختار و پیشینه احزاب در ایران ،حضور احزاب در بزنگاه‌های انتخابات تا صندوق رای تعریف می شود و پس از آن تا انتخابات بعدی به غایبین فضای سیاسی کشور تبدیل می شوند و حتی در قبال عملکرد نمایندگان مورد حمایت خود نیز مهر سکوت بر لب می زنند.ارکان دیگر جامعه مدنی نیز از فربهی لازم برای اعمال شفافیت و …برخوردار نیست.
اکثر این احزاب نتوانسته اند شخصیت های ملی و موثر را جذب تشکیلات خود سازند .قانون احزاب نیز مزید بر علت شده و خود بخشی از مشکلات احزاب در ایران است‌.
از سوی دیگر نهاد انتخابات همواره در معرض تهدیدات جدی برای کاهش اثرگذاری قرار داشته است و اگر هر جریان سیاسی که متشکل از احزاب متکثر و شخصیت های ملی است نتواند به انسجام و ائتلاف برسد هم دچار چند دستگی خواهد شد و هم بدنه اجتماعی خود را دچار سردرگمی و بلا تکلیفی خواهد کرد و در نهایت ظرفیت انتخابات را به رقیب یا رقبا واگذار خواهد نمود.
با این صورت مسئله و تهدیدات پیش روی انتخابات آزاد و نهاد انتخابات مقدور ترین و ممکن ترین فرصت پیش روی اصلاح طلبان هم برای اثر گذاری در انتخابات و هم اخذ نتیجه تلاش برای انسجام بخشی بین این مجموعه متکثر است.مجموعه ای که متشکل از احزاب با میزان اثر گذاری متفاوت و شخصیت های ملی است که تا کنون جذب احزاب نشده اند اما از حیث اثر گذاری و میزان مقبولیت از ظرفیت بسیار بالایی در عرصه عمومی برخوردارند و چه بسا با توجه به مشکلات وموانع پیش روی احزاب در بسیاری از نقاط ایران ائتلاف بین همین افراد در نهایت شکل می گیرد.
همین مقتضیات بود که مجموعه اصلاح طلبان را واداشت تا در دو انتخابات گذشته به ائتلاف حداکثری فکر کنند و در نهایت در مرحله انتخابات ۹۲ شورای مشورتی کار سامانه ائتلاف را برعهده گرفت و در انتخابات ۹۴نیز با توجه به پیچیدگی های آن، شورای عالی اصلاح طلبان تشکیل شد تا بستر مقدور و ممکنی باشد که این‌ مجموعه متکثر را در بر گیرد.
به طور قطع بدون حضور و اثر گذاری و محوریت رئیس دولت اصلاحات این مسیر ادامه نخواهد داشت و با مشکلات و چالش های جدی مواجه خواهد شد.
به همین دلیل تلاش مخالفین و رقبا در درجه اول دمیدن در ساز ناهماهنگی و چند دستگی است و در قدم بعدی حذف و کاهش اثر گذاری و محوریت رئیس دولت اصلاحات است.
تلاشی که در دو انتخابات گذشته علی رغم همه فشارهای دست های پیدا و پنهان به نتیجه نرسید و بار دیگر و همزمان با نزدیک شدن به انتخاباتی دیگر مجددا آستین ها را بالا زده اند تا این ائتلاف و انسجام ادامه پیدا نکند.
کار این سامانه ها ایجاد ائتلاف و انسجام است و احزاب اگر در پی تقویت میزان اثر گذاری خود هستند باید تجربه احزاب موفق دنیا را مورد مطالعه و بررسی قرار دهند.شکل گیری سامانه شورای عالی سیاستگذاری نه تنها موجب تضعیف احزاب نمی شود،بلکه فرصتی را پیش روی آنان قرار می دهد تا میزان اثر گذاری خود را به اثبات رسانند.

 

*عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت ایران اسلامی 

منبع : هفته نامه صدا