کد خبر: 3053تاریخ انتشار : ۷:۲۹:۲۴ - یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۵

“آشتی ملی” کُنشی از سر درک ضرورت

هر چند نفس شکل گیری گفتمان اصلاح طلبی واکنش به کاستی ها و راهبردی برای برون رفت از بحرانها تلقی می گردد، اما یکی از نقد های جدی به اصلاح طلبی در سالیان گذشته این بوده که موجودیت خود را معمولا در “واکنش” به “کُنش” های جریان مقابل یا جریان حاکم، تعریف کرده ومعمولا تنها زمانی دست به اقدامی زده است که با عمل یا کنشی از جانب حریف مواجه شده است، در غیر اینصورت معمولا سر در جیب مراقبت فرو برده و انفعال را برگزیده است

فخرالدین حیدریان*

چندی است طرحی تحت عنوان ” آشتی ملی” ازجانب سید محمد خاتمی به حاکمیت و احزاب و فعالین سیاسی پیشنهاد شده است، پیشنهادی که بازخوردهای مثبت و منفی خاص خود را بهمراه داشته است، بطوریکه برخی آن را ممکن و برخی آن را خوشبینانه و غیر ممکن دانسته، و برخی اصولا بدون منطقی خاص کلیت آن را نفی می کنند و آن را از موضع ضعف و عقب نشستن از مواضع ارزیابی می کنند. شاید یکی ازعلل چنین مواضعی، عدم تبیین اصلاح طلبی در سالهای گذشته باشد، خلاءیی که گاه از این گفتمان، دایره یی گسترده از ابهام آفریده است. بهرحال جدای از عده یی که هرگونه آرامش و همگرایی درسطح ملی با منافع متعددشان در تناقض آشکار است، باید منطق این موافقت ها ، مخالفتها و امتناع از گفتگو را بعنوان بخشی از این پیشنهاد تحلیل کنیم.
هر چند نفس شکل گیری گفتمان اصلاح طلبی واکنش به کاستی ها و راهبردی برای برون رفت از بحرانها تلقی می گردد، اما یکی از نقد های جدی به اصلاح طلبی در سالیان گذشته این بوده که موجودیت خود را معمولا در “واکنش” به “کُنش” های جریان مقابل یا جریان حاکم، تعریف کرده ومعمولا تنها زمانی دست به اقدامی زده است که با عمل یا کنشی از جانب حریف مواجه شده است، در غیر اینصورت معمولا سر در جیب مراقبت فرو برده و انفعال را برگزیده است، به عبارتی کمترمشاهده شده است که، از موضع کُنشگری ، واکنش جریان مقابل را برانگیزد ، به همین خاطر جریان مقابل همواره و در تبلیغات عمومی خود از موضع حقانیت به نقد و حتی نفی اصلاح طلبان پرداخته و جالبتر اینکه میزان درستی مشی اصلاح طلبان را با متر و سنجه ی خود سنجیده است. و این در حالی که همگان به این آگاهند که، طیف سیاسی اصلاح طلب، دارای پایگاه اجتماعی قابل توجه و غیر قابل انکار است.
طرح “آشتی ملی” ، فارغ از واکنش جریان مخاطب آن، ابتکاری “خلاقانه و کُنشگرانه” است، موضوعی موجه، که در دفاع و پاسداری از خیر جمعی و منافع ملی است، به همین خاطر با کمترین ایراد های منطقی مواجه است.در اینجا، دست دوستی و مصالحه جویی اصلاح طلبان، با نیت رسیدن به وحدت و همگرایی در راستای از بین بردن تهدیدهای ملی، و بهبود شرایط، بسوی جریان مقابل که قدرت را در اختیار دارد، دراز شده است.
اکنون سوال پیش رو اینست که؛ فرجام این کنش اصلاح طلبانه چه خواهد بود؟
در پیش بینی و برخورد با هر رخدادی می توان سه حالت را متصور بود: بهترین حالت ممکن، بدترین حالت ممکن و حالتی بینابین این دو.
درباره ی پیشنهاد مطرح شده، نیزمی توان، یکی ازسه حالت فوق را انتظار داشت که در هیچ کدام آنها، طرف پیشنهاددهنده چیزی را ازدست نخواهد داد. هرچند، بهترین حالت پاسخ درخور و متناسب از جانب حاکمیت با درک شرایط موجود است که یقینا بهره مندی حداکثری از منافع ملی را بدنبال خواهد داشت.
طبیعی است که، طرح “آشتی ملی”، با چشمداشت حصول به نتیجه صورت گرفته است، اما در بدترین شرایط که بی پاسخ ماندن آن و یا حتی تحقیر و تاختن به اصل پیشنهاد خواهد بود( از آن دست که در این چند روز بصورت پراکنده شاهد آن بوده ایم)، باز تاثیرات اجتماعی خود را بجا خواهد گذاشت چون این پیشنهاد مبتنی بر نوعی شجاعت عملی در عرصه سیاسی است.
یقینا راه اصلاح طلبی جز بر مدارِ مُدارا و گفتگو نمی گذرد و آشتی ملی هم توصیه به رواداری و برسمیت شناختن ها است هرچند وقتی از آشتی می گوییم نیازمند عزم دوطرفه از یک ماجراست، اما، پیشگام شدن در پیشنهاد برای تحقق این همدلی با هر نتیجه یی، نه نشان از ضعف که نشان از اعتماد بنفس فرد و جریان پیشگام در درک موقعیت و ضرورتها است.

*نایب رئیس شورای منطقه همدان حزب اتحاد ملت