کد خبر: 3116تاریخ انتشار : ۱۲:۳۲:۰۹ - یکشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۵

حمیدرضا جلایی پور در گفت و گو با ویژه نامه اتحاد

چه باید کرد تا رأی روحانی بیشتر شود

دفاع ما از دولت بر اساس مصلحت ملی و شرایط منطقه و عملکرد شخص روحانی به‌عنوان سیاستمدار خوب است. مشکل دولت روحانی این است که دولتش با خود او همراه نیست. ما امیدواریم که در دوره بعدی دولت نیز همراه او باشد. افراد حاضر در اطراف روحانی نگاهشان به‌جاهای دیگر هم هست، اصطلاحاً دلشان چند جا هست؛ بنابراین دولت خودش باید درزمینه اتهامات روشنگری کند

 

حمیدرضا جلایی پور، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران و عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت ایران اسلامی است. او علاوه بر شورای مرکزی، ریاست کمیسیون اجتماعی حزب را هم بر عهده دارد. با جلایی پور یک روز سرد بهمن‌ماه در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران گفت‌وگو کردیم و وی شرایط جامعه را در آستانه انتخابات موردبررسی قرارداد.محور کلیدی سخنان وی در گفت‌وگو با ویژه‌نامه دومین کنگره حزب اتحاد ملت ایران اسلامی این بود که چه باید کرد تا حسن روحانی در انتخابات ۹۶ بیشتر از انتخابات ۹۲ رأی بیاورد.این استاد دانشگاه بابیان این نکته که جامعه ایران جامعه، در آغوش خطر است و راه سختی پیش پای دولت روحانی است تأکید کرد: ‌ما باید از «مردم‌گرایی مثبت» دفاع کنیم و واقعیت را به مردم بگوییم و واقع‌گرایانه حرف بزنیم. بگوییم مشکل کشور چیست نه این‌که قول‌های آن‌چنانی بدهیم. باید با مردم «سلبی» حرف زد.

‌با توجه به این‌که دو، سه ماه به انتخابات شوراها و ریاست جمهوری داریم به نظر شما شرایط و اوضاع جامعه چگونه است؟ چطور این انتخابات تحت‌الشعاع وضعیت جامعه قرار می‌گیرد؟ آیا شرایط جامعه روند مثبتی را برای دو انتخابات پیش رو رقم خواهد زد یا خیر؟

جامعه‌ی ایران در ۸ سال دولت احمدی‌نژاد با معضلات زیادی روبه‌رو شده و زمان را ازدست‌داده است و هدف همه نیروها باید این باشد که معضلات جامعه را قبل از این‌که به‌جای غیرقابل‌برگشت برسد، مهار کنیم اگرچه نمی‌توانیم ریشه‌کن کنیم. خوشبختانه در سال ۹۲ با حضور مردم و ائتلاف بین اصلاح‌طلبان آقای روحانی پیروز شد و درواقع یک نقطه عطفی بود تا جامعه وارد آواربرداری از ویرانه‌ها بشود.ولی واقعاً هنوز در مسیر حل این معضلات جامعه به شکلی که باید قرار نگرفته‌ایم و باید کوشش کنیم که در این مسیر قرار بگیریم. در سال ۹۴ هم ‌شکل‌گیری مجلسی که اکثریت آن به دست تندروها نیفتاد، اتفاق مبارکی بود و یک نیروی همراه با دولت میانه‌رو هم‌شکل گرفت.لذا باید این فرایند را در انتخابات ریاست‌جمهوری تقویت کنیم. یک سری عوامل باعث می‌شود این‌ها را جدی‌تر بگیریم عواملی مثل حضور ترامپ، که با بحران داخلی در آمریکا روبه‌رو است و ممکن است بخواهد با بحران درست کردن در خاورمیانه، از زیر این بحران داخلی و فشار افکار عمومی فرار کند. این‌یکی از مؤلفه‌های جدیدی است که با آن روبه‌رو هستیم.

قبلاً در زمان اوباما این مشکل را نداشتیم. او اصلاً اهل جنگ و بحران نبود و کارنامه‌اش این بود که می‌گفت می‌خواهم کاری که بوش کرده را تعطیل کنم و واقعاً این کار را کرد یا مثلاً فوت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را داریم، ایشان شخصیتی بود که هم میانه‌روها قبولش داشتند و هم اصلاح‌طلبان و هم در میان روحانیت و هم درسطوح بالای نظام، و به‌طور کلی در میان نیروهای واقعی انقلاب نفوذ داشت و یک کانال گفتگو بود. البته فوت ایشان و بدرقه کم‌نظیر مردم از ایشان هم جامعه‌ی مدنی ایران را قوی کرد. تشییع‌جنازه‌ای که مردم برای ایشان کردند بعد از فوت امام، کم‌نظیر بود.جامعه‌ی ما مشکلاتی دارد، درواقع نوسازی دارد که مخلوط است هم قلابی است و هم غیر قلابی و ما موارد زیادی مثل پلاسکو را داریم که ممکن است روی سر مردم خراب شود اما حادثه پلاسکو وجه نمادین این وضعیت نوسازی مخلوط بود.

الآن در جامعه در آغوش خطر ما نظارت‌های نهادی از دو زاویه ضعیف شده است؛ یکی نظارت‌های نهادی حکومت که اگر نظارت‌ها شایسته سالارانه و استاندارد و غیر هیئتی نشود، جاهای زیادی (با صدا یا بی‌صدا) مثل پلاسکو می‌شود و دیگری هم‌نهادهای مدنی و سمن‌ها و محافل اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی که در جامعه‌ی ما زیاد هستند ولی از زاویه «نظارتی حرفه‌ای» ضعیف هستند. مثلاً جامعه‌ی مهندسان در این بحران پلاسکو چه کرد و جامعه  نظارتی و سازمان‌های حرفه‌ای چه کردند؟ درحالی‌که حتی گزارش کارشناسی آن‌ها می‌تواند به یک خواست ملی تبدیل شود.

‌به‌این‌ترتیب یعنی شرایط جامعه را مناسب نمی‌دانید؟

ما با جامعه‌ای روبه‌رو هستیم به نام «جامعه‌ی در آغوش خطر» که می‌بایست خطرهایش را مهار کنیم. یکی از مواردی که اگر به آن توجه نکنیم به خطر تبدیل می‌شود خود انتخابات است.

‌چگونه باید انتخابات را مهار کرد؟

اکنون دونیروی فعال در انتخابات داریم: یکی طیف متنوع اصول‌گرایان و دیگری طیف متنوع اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان و میانه‌روها. البته جریانی هم به نام تحول طلب‌ها داریم که باید بررسی شود و البته ابزارهای تأثیرگذاری مثل حضورشان در ماهواره‌ها را در اختیاردارند. پس یک صحنه سه نیرویی هست. جریان اصول‌گرایان در خدمت دولت پنهان در ارتباط با آقای روحانی اهداف کاملاً مشخص و روشنی دارند ولی در ارتباط با خودشان گیج هستند.

‌چه اهدافی دارند؟

اهدافی که دارند شامل دو مورد است: یکی این‌که آن‌قدر فشار بیاورند که خود آقای روحانی وارد صحنه انتخابات نشود که پیش‌بینی من این است که نمی‌توانند. دوم آن‌قدر فشار بیاورند که با مکانیسم‌های شورای نگهبان ایشان را رد صلاحیت کنند که به نظر من اگر تقاضای عمومی و افکار عمومی قوی باشد نمی‌توانند او را رد صلاحیت کنند مثل سال ۸۰ آقای خاتمی که افکار عمومی طرفدار محکم ایشان بود و ظاهراً شورای نگهبان رد صلاحیت کرده بود اما بعد گفته شد که به صلاح کشور و نظام نیست. ولی این نیرو در ۹۶ دوست دارند که شورای نگهبان ابزار رد صلاحیت را به کار ببرد‌ که به نظر نمی‌رسد بتواند. سوم این‌که اگر راه‌های قبلی نشد، روحانی یک پیروز ضعیف میدان انتخابات بشود و فقط ۱۴ یا ۱۵ میلیون رأی بیاورد و مثل یک گنجشک خیس گوشه‌ی زمین بایستد تا  این ۴ سال تمام شود و برود، نه این که از دفعه قبل بیشتر رأی بیاورد و مثل بلبل روی درخت ایران چهچه بزند.

‌این اهداف قاعدتاً دارای خطوط تبلیغاتی هم هست؟

خطوط تبلیغاتی اصول‌گرایان کاملاً مشخص است؛ یکی این‌که به مردم بگویند برجام هیچ فایده‌ای نداشته و درواقع دستاورد مهم دولت روحانی را زیر سؤال می‌برند. دیگر آن‌که وضع اقتصادی خیلی بد است و گویا این‌که وضع اقتصادی دوران احمدی‌نژاد خوب بوده است و روحانی آن را خراب کرده است؛ به‌عبارت‌دیگر تمام تخریب‌های اقتصادی دوران احمدی‌نژاد را حالا مثل یک کامیون کمپرسی بار کرده‌اند و روی سر روحانی خراب می‌کنند و این ۶ کانال تلویزیون هم رسالتشان همین است و این کار را انجام می‌دهند و این خط تبلیغاتی آن‌ها است.خط تبلیغاتی دیگر آن‌ها این است که می‌گویند ما یک اهرم بزرگ هسته‌ای هم داشتیم که روحانی این را هم به خارجی‌ها فروخت و جواهر را داد و شکلات گرفتند؛ یعنی می‌گویند ما چیزی داشتیم و هیچی نگرفتیم؛ این‌هایی که وضع اقتصادی را خراب کردند و از کیان کشور دفاع نکردند و جواهر را دادند و شکلات را گرفتند، باید بروند و کاندید آن‌ها (اصول‌گرایان حامی دولت پنهان) بیاید و درواقع تبلیغ آن‌ها این است.

‌خوب شما شرایط جامعه و اصولگرایان را گفتید. اصلاح‌طلبان چه شرایطی دارند و چه باید بکنند؟

مشکل و درعین‌حال هدف اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان این است که ازیک‌طرف روحانی باید از آن دفعه بیشتر رأی بیاورد تا اثرگذار باشد، اگر ۱۴ یا ۱۵ میلیون رأی بیاورد که خیلی ضعیف است و زیاد پیروزی محسوب نمی‌شود. به باور من ایشان مثل آقای خاتمی باید از دفعه‌ی پیش؛ بیشتر رأی بیاورد، یعنی بالای ۱۸ میلیون، ‌تا در مقام عمل تعیین‌کننده باشد و دوره دوم بتواند بهتر کار را پیش ببرد.اما از سوی دیگر برای رسیدن به این هدف کار اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان از چند نظر سخت است؛ یکی تخریبی که اصول‌گرایان می‌کنند؛ خیلی سازمان‌یافته‌تر از دوران خاتمی است؛ زمان خاتمی آن‌ها مخالف بودند و درنهایت در کارهای خشن سازمان‌یافته بودند؛ اما این دفعه در همه‌چیز سازمان‌یافته‌اند. چه در بحث‌های اقتصادی و در بحث‌های تبلیغی و تهدیدی و همچنین در بحث‌های به‌کارگیری قوه قضاییه.  یعنی خیلی فعال هستند و دست اصلاح‌طلبان کوتاه است؛ و همه‌ این کارها را انجام می‌دهند که به مردم بگویند شما فکر نکنید که روحانی بیاید خبری می‌شود و ما مهم هستیم و نمی‌گذاریم! مشکل دوم که واقعاً خیلی مهم است، مشکلات اقتصادی است که آن‌قدر زیاد بوده است که تازه از داخل چاه بیرون آمده‌ایم و درست مثل‌اینکه آواربرداری شده است و دولت هنوز نتوانسته رشد اقتصادی را در زندگی روزمره مردم نشان دهد. رشد اقتصادی ظاهراً برای نفت و پتروشیمی و برای امور کلان کشور است که این تا در زندگی مردم ریزش کند، طول می‌کشد. یعنی رشد باید به ۱۰، ۱۱ درصد برسد تا رشد اقتصادی در زندگی عادی مردم به ۴ یا ۵ درصد برسد. تا جایی هم که بنده اطلاع دارم این رشد در زندگی مردم الآن حدود یک تا دو درصد است که مقدار کمی است. بنابراین ما هنوز مشکل اقتصادی داریم و برای مردم مسئله اقتصادی مهم است چراکه همه‌ اعضای جامعه‌ ایران مدرن هستند و می‌خواهند خوب زندگی کنند؛ حتی طبقه سوم و البته طبقه‌ی دوم و اول نیز انتظار دارند و می‌خواهند مدرن زندگی کنند و شما نمی‌توانید آن‌ها را به آینده حواله بدهید چون مردم مدام می‌پرسند پس کی اوضاع بهتر خواهد شد؟

فردی که می‌خواهد رأی بدهد، معیشتش برایش مهم است و حالا این مشکل اصلاح‌طلب‌هاست و اکنون باید نشان داد که بعد از ۴ سال چه شده است. من به‌یاد دارم که در زمان آقای خاتمی رشد بالای ۵ درصد بود و اوضاع به آن خوبی بود، بازهم در دوره دوم انتخابات ایشان یک عده ناراضی بودند و این نارضایتی در مشارکت مردم اثر گذاشت و شما دیدید که در برابر آقای هاشمی به احمدی‌نژاد رأی دادند. حالا ما برای روحانی میلیون‌ها رأی می‌خواهیم و این مشکلات را داریم.

‌حال باوجوداین مشکلات و مسائلی که برشمردید چه باید کرد؟

بیاییم این‌طور بحث را به‌پیش ببریم. به نظر می‌رسد ۶۰ درصد مردم در انتخابات شرکت می‌کنند چه‌بسا تا ۷۵ درصد هم شرکت کنند. پس ۳۰ میلیون قطعاً در انتخابات شرکت می‌کنند. اصلاح‌طلبان همیشه یک رأی ثابت دارند و نیاز نیست که ما برای جذب آن تبلیغ کنیم به این معنی که خود مردم هم که بیایند به کاندید اصلاح‌طلبان رأی می‌دهند که این رأی طبق برآورد من ۱۰ میلیون است و طی بیست سال هم گذشته همین کف رأی را داشته‌ایم. اصول‌گرایان هم ۵ میلیون رأی ثابت دارند که روی‌هم می‌شود ۱۵ میلیون و ۱۵ میلیون هم‌ رأی خاکستری هم داریم که معلوم نیست به کی رأی می‌دهند و رأی آن‌ها سیال است و این مهم است و اگر قرار است اتفاقی باید بدانیم این ۱۵ میلیون چه می‌کنند.

این ۱۵ میلیون خاکستری وضعشان خیلی موزاییکی است و نمی‌توانیم بگوییم که یکدست هستند و بخشی از آن‌ها همین مطالبات که اصلاح‌طلبان می‌گویند را می‌خواهند. یک نوع نگرانی برای کشور و آینده‌ی کشور دارند و نگران آزادی‌های اجتماعی هستند؛ دخالت‌ها را نمی‌خواهند و می‌گویند کسی که سعی نکند که زندگی را به مردم دیکته کند. ولی به نظر می‌رسد که در این ۱۵ میلیون خیلی‌ها مطالبات اقتصادی دارند. این را چه باید کرد و همین مشکل ماست که پارادوکس بحث است. ازیک‌طرف برای رأی به آن‌ها نیاز دارید و از طرف دیگر دست شما بازنیست که چشمه‌های کار را نشان بدهی؛ بنابراین ما ازلحاظ اقتصادی نمی‌توانیم با این ۱۵ میلیون زیاد حرف بزنیم.

‌شرایط سختی است خوب با این وضع چه می‌شود کرد تا همانند سال ۹۲ اصلاح‌طلبان بتوانند پیروز میدان انتخابات شوند؟

ما اصلاح‌طلب هستیم و نمی‌توانیم در تبلیغات دروغ بگوییم و خالی‌بندی کنیم و نمی‌توانیم مسائل پیچیده را «ساده» کنیم. این همان مردم انگیزی می‌شود، همان پوپولیست احمدی‌نژادی و همان ترامپیسم است؛ بنابراین ما باید از همان «مردم‌گرایی مثبت» دفاع کنیم و واقعیت را به مردم بگوییم و واقع‌گرایانه حرف بزنیم؛ یعنی بگوییم مشکل کشور چیست نه این‌که قول‌های آن‌چنانی بدهیم. باید با مردم «سلبی» حرف زد و گفت مردم وضعیت معیشتی شما خوب نیست ولی اگر روحانی نیاید و تندروها بیایند «وضع بدتر» می‌شود. یعنی باید بگوییم وضعیت امنیتی و معیشتی شرایط حساس دارد و در زمانی که ترامپ در امریکاست اگر یک تندرو هم اینجا باشد، معلوم نیست چه اتفاقی می‌افتد.

لذا باید گفت، ای مردم ایران، روحانی می‌تواند امنیت ما را بهتر تأمین کند. من به این مسئله واقعاً اعتقاد دارم و برای همین برای روحانی کار می‌کنم. امنیت کشور مهم است و این‌که انسان عاقلی اینجا رئیس‌جمهور باشد. شما نگاه کنید که اگر روحانی نبود، با این کارهایی که این‌ها می‌کنند معلوم نیست چه واکنش‌هایی آن‌طرف نشان بدهند. نکته‌ی دوم این است که اگر روحانی نیاید ما دوباره به چاه اقتصادی می‌افتیم و ایران ونزوئلای فعلی می‌شود و تورم ما ۴۰۰ درصد می‌شود. اگر مردم رأی ندهند تورم ۱۰ درصدی ۴۰۰ درصد می‌شود، ویرانه‌ای که خاک‌برداری کرده‌اند دوباره ریزش می‌کند و واقعاً نگران‌کننده می‌شود. به‌عبارت‌دیگر، ما باید خیلی همدردانه و بدون دروغ با مردم حرف بزنیم و معتقدم که ایرانی‌ها می‌فهمند، شما می‌گویید چرا؟

آقای هاشمی را در نظر بگیرید، همه علیه او صحبت کردند و بالاخره ایشان ۳۵ یا ۴۰ سال نفر دوم کشور بود، در جنگ بود و در درگیری گروه‌ها  هم بوده است و بالاخره در زمین سفیدی کارنکرده است و کلی هم علیه او تبلیغات کردند و او را اشرافی کردند. ولی در ده سال گذشته کنار مردم ایستاد و دیدید که مردم چه تشییع‌جنازه‌ای برای او انجام دادند، اصلاً بی‌نظیر بود. ازلحاظ شرکت همه مردم که به نظر من دوسوم مردمی که آمدند مشکلات اقتصادی داشتند، لذا به نظر من می‌شود با مردم همدردانه و واقع‌گرایانه حرف زد. مشکل را گفت و مردم؛ منطقه و ترامپ را می‌فهمند، باید با اقشار آسیب‌دیده‌ی اجتماعی همدردی و همراهی کرد و به آن‌ها گفت که ما می‌فهمیم که شما چه مشکلاتی دارید.

‌و فراتر از این همدردی‌ها چه باید کرد؟

حتی می‌توانیم از آقای روحانی یکسری وعده‌ها برای اقشار آسیب‌دیده بگیریم. نمی‌توانیم آسیب‌های اجتماعی را در ۴ سال آینده ریشه‌کن کنیم، اما می‌توانیم بخشی از خواسته‌هایشان را محقق کنیم. مثلاً مجوز نوسازی برای این‌که خانه‌هایشان را سفت و محکم کنند.یکی از مشکلات مردم شهرهای بزرگ همین گرانی حمل‌ونقل و مترو است. ما می‌خواهیم برای آن‌ها چکار کنیم، باید به آن‌ها توجه کنیم. مسئله دیگر قانون کار است که دولت می‌تواند از طریق آن ابراز نظر کند که ما طرف کارگر را می‌گیریم و جالب است.

یکی ازمسایل مهم برای طبقه نیازمند جامعه مدرسه فرزندانشان است و دوست دارند که آن‌ها برای بچه‌های خود مدرسه بهتر داشته باشند. در مدارس خوب درس بخوانند؛ رئیس‌جمهور می‌تواند مصوبه‌ای از آموزش‌وپرورش بخواهد. درواقع رئیس‌جمهوری بیاید و سیاست‌های تشویقی برای مردم مناطق محروم بدهد که به چشم مردم دیده شود.

ما راجع به اعتیاد زیاد حرف می‌زنیم و ایده می‌دهیم نزدیک ۳ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر معتاد داریم که اگر آن را ضربدر اعضای خانواده‌شان بکنیم عدد بزرگی می‌شوند. می‌توان و باید به این افراد گفت که اولاً شما را درک می‌کنیم و می‌دانیم که درگیر این مسئله شده‌اید بنابراین ما سعی می‌کنیم که خانه‌های ترک اعتیاد را تقویت کنیم. ما سعی می‌کنیم این ۳ میلیون و ۷۰۰ نفر را بعد از چهار سال کم کنیم و ۳ میلیون کنیم. در مورد مسکن مهر که مسئله مردم است درست حرف بزنیم و دولت بگوید چه‌کارهایی می‌شود کرد و آن‌ها را به مردم بگوییم. راجع به اسکان غیررسمی یعنی همین حاشیه‌نشینی کارهایی را می‌شود انجام داد؛ بنابراین من معتقدم که مثل احمدی‌نژاد نباید غیرواقع نگرانه سخن گفت. رئیس‌جمهور باید بیاید و بگوید که این نقاط ضعف را شناسایی کرده‌ام و برای آن‌ها راه‌حل حداقلی دارم. مثلاً معیشت در استان‌های مرزی که یکی از آن‌ها همین کولبری است؛ یکی از مسائل است و یکی از کارهایی می‌شود کرد و حرف آن‌ها را زد این است که می‌توان آن‌ها را سامان‌دهی کرد و مسائلشان را حل کرد. بنابراین امیدواریم این چند ماه آقای روحانی این‌ها را مشخص کند و ما به مردم بگوییم. این کارها را در این سه ماه می‌توان انجام داد. دروغ هم نیست چون ما نمی‌خواهیم بگوییم معجزه می‌کنیم و همه‌چیز را درست می‌کنیم ولی درعین‌حال می‌توانیم این وعده‌های حداقلی را برای ده میلیون از آن ۱۵ میلیون خاکستری بدهیم.

چیز دیگری که بسیار مهم هست و به آن توجه نشده طرح تحول سلامت است که قشر متوسط از آن استفاده می‌کنند و در امور بیمه، بیمه تکمیلی و…کاملاً به آن آگاه هستند اما متأسفانه فقرا و طبقات پایین کمتر از طرح تحول سلامت استفاده می‌کنند؛ به عقیده من طبقه متوسط شهری بخش محروم را نمی‌بینند و فراتر از آن‌همه ما و حتی دولت نیز آن‌ها را نمی‌بیند. اگر خواهان مشارکت به نفع دولت هستیم باید این موارد را موردتوجه قرار دهیم.

‌این در حالی است که اصول‌گرایان این کاستی‌ها را به‌خوبی می‌بینند و روی آن مانور می‌دهند. درست است؟

نه این‌طور نیست. جالب است که مردم در این مورد به اصول‌گرایان هم‌رأی ندادند. مثلاً در محله فقیرنشین اکبرآباد تهران اصول‌گرایان رأی نداشتند. طبقه فقیر اصلاً مشارکت نکرد اما اتفاقاً همان طبقات محروم که شرکت کردند سی درصد به اصلاح‌طلبان رأی دادند. ما باید سلبی و واقعی تبلیغ کنیم. به بخش‌هایی باید یادآوری کنیم که به دنبال حاکمیت قانون هستیم، مثلاً کنسرت‌ها هم باید برگزار شوند. ولی به بخش‌هایی از جامعه به‌گونه‌ای باید تبلیغ کنیم که متضمن دروغ به اقشار آسیب‌دیده نباشد؛ مثلاً اینکه فساد را ریشه‌کن می‌کنیم و یا چیزهایی از این قبیل. می‌توان واقع‌گرایانه حرف زد و همدردی کرد و درعین‌حال کارهایی هم برای این اقشار به انجام رساند.

‌این‌ها نکته‌های مهمی است که باید از سوی دولت به آن‌ها توجه شود. اما اخیراً مسائل و اتهاماتی علیه دولت مطرح‌شده. مثل اتهاماتی که به برادر آقای روحانی وارد کرده‌اند در برابر این اتهامات چه باید کرد؟

این کاری است که خود دولت باید آن را انجام دهد و طی این مدت باید با اطلاع رسانی و با مهره گیری‌های صحیح خود جواب صحیح این شایعات را بدهد.

‌ حالا اگر از اصلاح‌طلبان پرسیده شود، شما از این دولت دفاع می‌کنید درحالی‌که به آن چنین اتهاماتی وارد است چه پاسخی باید بدهند؟

دفاع ما از دولت بر اساس مصلحت ملی و شرایط منطقه و عملکرد شخص روحانی به‌عنوان سیاستمدار خوب است. مشکل دولت روحانی این است که دولتش با خود او همراه نیست. ما امیدواریم که در دوره بعدی دولت نیز همراه او باشد. افراد حاضر در اطراف روحانی نگاهشان به‌جاهای دیگر هم هست، اصطلاحاً دلشان چند جا هست؛ بنابراین دولت خودش باید درزمینه اتهامات روشنگری کند.