کد خبر: 3125تاریخ انتشار : ۸:۲۱:۰۴ - یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۵

قائم مقام دبیرکل حزب اتحاد ملت در گفت و گو با ایرنا مطرح کرد

مخالف پرش از بهشت به پاستور هستیم

غلامرضا انصاری قایم مقام حزب اتحاد ملت ایران پایان دادن به تراکم فروشی، مخالفت با پرش شهرداران از شهرداری به ریاست جمهوری و انسان محور کردن شهرها را از جمله برنامه های حزب خود برای انتخابات شوراهای شهر و روستا ذکر می کند.

غلامرضا انصاری قائم مقام دبیرکل حزب اتحاد ملت ایران در گفت و گو با ایرنا از برنامه های حزب خود برای انتخابات شورای شهر و روستاهای سال ۹۶ سخن گفت. به انتقاد از تراکم فروشی های پایتخت پرداخت، از گران اداره شدن تهران گلایه کرد و از فهرست واحد اصلاح طلبان برای شوراهای شهر سراسر کشور سخن به میان آورد. عضو شورای شهر تهران و قائم مقام دبیرکل حزب اتحاد ملت ایران همچنین به حادثه پلاسکو اشاره کرد و آن را نشان دهنده لزوم تغییر در مدیریت شهری تهران دانست.

متن کامل مصاحبه تفصیلی ایرنا با انصاری در پی می آید:

به عنوان قایم مقام حزب اتحاد ملت چه برنامه ای برای انتخابات شورا دارید؟

شوراها در روزهای اول انقلاب و در فضای آرمانی آن موقع شکل گرفت که در حوزه تقنین دچار ضعف جدی بودیم. حدود ۲ دهه تا اجرای نخستین انتخابات آن گذشت. نگاه ما این بود که بگذاریم این شورا تشکیل شود تا به مرور نقایص آن شناخته و با اصلاح قوانین برطرف شود.

شورای اول شهرها و روستاها مجموعه ای از کارآمدترین عناصر سیاسی و تقنینی را در خود جای داد. این شورا بیش از ۸۰ درصد ضوابط آیین نامه ها و قوانین مربوط به شوراها را تدوین کرد. اما جریان راست که پیروزی خود را در کاهش مشارکت مردم می دید، بیشترین هجمه را بر علیه آن تدارک دید و سیاه نمایی فوق العاده ای را درباره آن انجام داد.
در شورای اول شهر تهران افرادکارآمد ، توانمند ومتخصصی مانند آقایان سعید حجاریان، محمد غرضی، لطف الله فروزنده و ….حضور داشتند و از هر دو طیف سیاسی کشور بودند. اما چالش های منطقی و گفتمانی بین اعضا به نحوی وارونه در فضای رسانه ای کشور بازگو شد. وزارت کشور وقت نیز قابلیت چندانی در مدیریت این مساله از خود نشان نداد که انحلال شورای شهر تهران را در پی داشت.
قبلا از آن غلامحسین کرباسچی با استفاده از نظر کارشناسان شهری واجتماعی ابتکار عمل تحولی مثبت در کار شهرداری تهران ایجاد کرد. وی حرکت های بسیار علمی و سازمان یافته ای را در قالب شهرانسان محور و توسعه زیرساخت های فرهنگی و اجتماعی از جمله ساخت فرهنگسراها و مراکز فرهنگی هنری در بطن تهران به وجود آورده و شهرداری را از یک نهاد صرفا خدماتی به نهادی خدماتی- فرهنگی- اجتماعی تبدیل کرد. این اقدامات انتظارات مردم را از مدیریت شهرداری بالا برد اما برخورد قهری که با وی در آن زمان انجام و باعث شد تهران یکی از بهترین دوره های مدیریت شهری تاریخ خود را از دست بدهد. بعد از آن هم به علت تلاطم سیاسی حاکم بر فضای شهرداری آن وقت که سرمایه گذاران اقتصادی پایتخت را برای ادامه و بسط فعالیت های خود دچار تردید کرده بود، شهرداران موفق به جذب سرمایه لازم برای حفظ و ارتقای مدیریت شهری نشدند و انتظارات مردم را برآورده نکردند.

 و شورای شهر اول منحل شد؟
انصاری: بله. ین چالش ها در نهایت منجر به انحلال شورای اول شد و این جریان اصولگرای موسوم به آبادگران بود که بهره برداری لازم را از شرایط فوق که مشارکت نداشتن جدی شهروندان را به دنبال داشت و در انتخاباتی که فقط ۱۲ درصد واجدان شرایط در آن شرکت کردند، شورا را یکدست از آن خود کرد و سپس شهرداری را از میان خود برگزید.
اصولگرایان که با شعار« تبدیل ایران به ژاپن اسلامی» در شوراها روی کار آمدند، مدتی بعد مجلس و قوه مجریه را نیز در دست گرفتند. آنها قرار بود کاری کارستان برای تهران و کشوربا یکدستی حاکم برکل قوا و مدیریت شهری به انجام رسانند، اما پس از دو دوره تسلط کامل بر شورای شهرو دولت نهم و دهم ثابت کردند که ادعایشان صرفا یک شعار بوده است.
ترکیب شورا در انتخابات چهارم شوراها در سال ۹۲۲ اصلاح شد و نمایندگان دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا وارد شورا شدند، اما این شورای هم به علت اکثریت نسبی اصولگرا نتوانست حتی یک حرکت تقیینی موثر برای حل مشکلات ساختاری شورا انجام دهد.
شورا برای دستیابی به توان مدیریت شهری نیاز به دیوان محاسبات شهری، استقلال ذیحسابی، مرکز مطالعات و پژوهش داشت ولی هیچ کدام از اینها در طی این۱۷ سالی که از روی کارآمدن شوراها گذشت، صورت نگرفت.
با این تفاصیل حزب اتحاد ملت ایران به فکر برطرف کردن این نواقص افتاد و در سه حوزه به فعالیت پرداخت.
حوزه اول بحث مدیریت یکپارچه شهری بود. تدوین لایحه مدیریت شهر و اقداماتی که در مجلس ششم و دولت اصلاحات برای تحقق آن رخ داده بود به علاوه تحقیقاتی که پژوهشگران دانشگاهی درباره این موضوع انجام داده بودند، یکجا جمع آوری شد. تدوین لایحه مدیریت یکپارچه شهری در سال اول شورای چهارم تهران که مدیریت شورا در اختیار اصلاح طلبان و احمد مسجد جامعی رییس آن بود با سرعت خوبی انجام شد.
با این اقدامات دو لایحه درآمدهای پایدار شهری و نظام مدیریت یکپارچه شهری تقدیم دولت و تدوین آن در کمیسیون کلان شهرها تصویب شد.
به اعتقاد ما اتکای شهرداری ها به درآمدهای ناپایدار شهری باعث تراکم فروشی، ساخت و سازهای بی رویه و غیراصولی، هوا فروشی و غیره شده بود که بیشترین آسیب را به کلان شهرها وارد می کرد.
بر طبق لایحه مدیریت یکپارچه شهری قرار شد بسیاری از امور شهری در شهرهای بالای ۲۰۰ هزار نفر به شورای شهر و شهردار سپرده شد و منابع دولت صرفا صرف امور زیربنایی کشور شود و شهرها با درآمدها و عوارض پایداری که قانون آن را پیش بینی کرده است ، اداره شوند. در این مدل شورای شهر نقش پارلمان محلی و شهردار نقش دولت محلی را ایفا خواهد کرد. با اجرای این لایحه کوچک سازی دولت که در اصل ۴۴ قانون اساسی پیش بینی شده خود به خود محقق می شود.
یعنی بخش قابل توجهی از بار دولت در حوزه آموزش، بهداشت و درمان و ساخت زیربناهای اقتصادی توسط شوراها و شهرداری ها انجام می شود و دولت صرفا سیاست گذاری های کلان توسعه و تفکیک و توزیع منابع را با در نظر گرفتن شرایط اقتصادی کشور انجام خواهد داد. مجلس نیز وقت خود را صرف امور کلان کشوری خواهد کرد و نمایندگان پارلمان، مسایل ملی را مورد توجه قرار خواهند داد و موضوعات محلی بر عهده شورای شهر خواهد بود که این اقدام کارآیی مجلس را دو چندان خواهد کرد.
بخش قابل توجهی از پروژه های ناتمام ما که توجیه اقتصادی لازم را هم ندارند صرفا به خاطر مداخله نمایندگان مجلس در امور محلی صورت گرفته که به علت نداشتن نگاه جامع به مسایل کشور، توسعه ای نامتوازن را رقم زده است.
البته آقای روحانی قول داد این لایحه را تا پایان امسال در دولت تصویب و برای تصویب نهایی راهی مجلس کند که متاسفانه هنوز به تصویب نرسیده است.

در تمام شهرها فهرست انتخاباتی داریم

اتحاد ملت ایران، شاخص هایی را هم برای انتخاب و معرفی نامزدهای خود آماده کرده است؟
انصاری: بله. این شاخص ها را تعیین و در اختیار شورای عالی اصلاح طلبان قرارداد و در شورا بااعمال نظرات اعضا مورد تصویب قرار داد و بزودی در اختیار شوراهای استانی اصلاحات قرار خواهد گرفت و این یکی از اولویت های کاری مان به ویژه در ۲ سال اخیر بوده است.
کار گسترده ای که توسط حزب و دیگر اصلاح طلبان کشور انجام شد، شاخص نامزدها ما در کلان شهرها، شهرستان ها، شهرها و روستاها را مشخص کرد. ما راهبردهای انتخاباتی خود و برنامه اداره شهر و انتخاب شهردار را آماده کرده ایم.
این شاخص ها خوشبختانه در شورای عالی اصلاح طلبان نیز تصویب شده است. ما ۱۰۰ امتیاز را برای نامزد ایده ال در نظر گرفته ایم. شاخص های ما هم سوابق تخصصی، علمی، اجرایی و تجربی، پاکدستی و مواردی از این قبیل است که بر طبق آن نامزد معرفی می کنیم.
راهبردهایمان هم مشخص است تخصصی شدن و بهره وری بالای مدیریت شهری، پایین آوردن هزینه های زندگی مردم و کیفیت بخشی به زندگی شهروندان اعم از ساکنان شهر و روستا است.
اما ضرایب مثبتی را نیز برای داوطلبان نامزدی در نظر گرفته ایم. مثلا جوانان و زنان به طور ذاتی از ضریب شانس بیشتری برای قرار گرفتن در فهرست های ما بهره مند خواهند بود. قرار بر این است که ترکیب فهرست های خود را طوری بچینیم که هم جوانان و زنان و هم افراد مجرب و کارکشته اعم از زن و مرد تشکیل دهند. فهرست های ما انشاءالله از وزن بالایی برخوردار خواهند بود.

در تمام شهرها فهرست دارید؟

بله. در تمام استان ها شورای استانی اصلاح طلبان ایجاد شده و از مرکز مداخله ای صورت نخواهد گرفت. شاخصه ها هم همانطور که گفتم روشن شده است. شوراهای استانی بر اساس آن نامزد معرفی می کنند و اگر اختلافی هم باشد مساله در شورای عالی استان ها با تعامل رفع خواهد شد. انشاء الله به فهرست هایی واحد در سراسر کشور دست پیدا خواهیم کرد.

برخی تشکل ها اعلام کرده اند که در مرحله تبلیغات در فهرست مورد حمایت خود در ارتباط با شورای شهر تهران نام شهردار مورد نظر را نیز اعلام خواهند کرد. شما چطور ؟ آیا چنین کاری خواهید کرد ؟ و اصلا معیارهایتان برای انتخاب شهردار به ویژه در کلان شهرها چیست ؟

هنوز این بحث در شورای عالی اصلاح طلبان انجام نشده است ولی برنامه های ما مشخص خواهد کرد که چه افرادی می توانند شهردار مورد نظر ما باشند. یعنی شهرداری که می آید حتما در چارچوبی که برایش از پیش تعیین کرده ایم حرکت می کند چرا که ما قول هایی به مردم خواهیم داد و آن را باید توسط شورا و شهردار عملی کنیم.
کار انتخاب شاخص های ما تازه تمام شده و احتمالا از ابتدای هفته آینده وارد مصادیق آن خواهیم شد. در هفته های ابتدایی سال ۹۶ تصمیم خواهیم گرفت که فهرست مورد نظرمان را برای شهردار معرفی کنیم یا خیر؟

 این مواردی را که می فرمایید از جانب شورای عالی اصلاح طلبان بود یا حزب اتحاد ملت ایران؟

چون نماینده حزب اتحاد ملت ایران در شورای عالی اصلاح طلبان هستم نظر حزب در شورا نیز همین خواهد بود.

 مخالف پرش از بهشت به پاستور هستیم

اصلاح طلبان چه برنامه ای برای زلزله احتمالی تهران دارند؟

۳ گسل فعال در تهران وجود دارد. بیش از ۳۰ سال از زمان پیش بینی فعال شدن دوباره این گسل ها گذشته است و هر چه این زمان به تاخیر بیفتد شدت آن بیشتر خواهد بود. نگاه ما درباره کلیه مسایل شهری معطوف به تحقق مدیریت جامع شهری و اصلاح وضع موجود خواهد بود. اصولگرایان در شهرداری تهران طی ۱۲ سال گذشته ناکارآمدی را در اوج خود به تصویر کشیده اند.
عملا از زمان احمدی نژاد مدیریت شهری تهران سیاسی- انتخاباتی بوده است و نگاه دلواپسان پرش از بهشت به پاستور بوده است. از این رو اغلب برنامه های شهرداری شعاری و تبلیغاتی بود. زیرساخت ها و اقدامات اصولی مورد کم توجهی قرار گرفت، در سطوح مختلف شهرداری مدیرانی به کار گرفته شدند که دیدی انتخاباتی به فعالیت های خود در شهرداری داشته باشند. همین شهرداری را بشدت ناکارآمد کرد.
تجلی آشکار این سوءمدیریت در حادثه ساختمان پلاسکو خود را به رخ کشید که شاهد اوج ضعف و رخوت در مجموعه مدیریت شهری و آتش نشانی بودیم و حادثه ای که می شد با برنامه ریزی اصولی و تجهیز کامل آتش نشانی جلوی آن را گرفت.
سال گذشته وقتی آتش سوزی خیابان جمهوری اتفاق افتاد.دو خانم جانشان را در حادثه ای با وسعت بسیار کمتر از دست دادند شورا به این مساله ورود پیدا کرد و تذکرات لازم را توام با تأکید بر تجهیز امکانات و بودجه کافی به شهرداری تهران داد. با این وجود تجهیزات آتش نشانی بازسازی و به روز نشد و چنین فاجعه ای را دوباره در همان خیابان رقم زد.
اگر شما ساختمانی را بسازید تا زمانی که کارشناسان سازمان آتش نشانی، ایمنی آن را تایید نکنند گرفتن پایان کار غیرممکن است. با همین رویکرد چرا ساختمان های قدیمی تر مورد بازدیدهای ادواری قرار نگرفتند تا از حادثه پیشگیری شود؟
از سویی در مهار آتش سوزی پلاسکو نیز سوء مدیریت کاملا مشهود بود. بیان چند نکته فنی جهت روشن شدن مطلب می تواند مفید باشد. یکی اینکه اگر به جای استفاده از آب از کف و فوم برای مهار آتش استفاده می شد به طور قطع به یقین آتش در همان مرحله اول خاموش می شد و امکان استفاده یک ساعته کف و فوم را آتش نشانی داشت و امکان مهارآتش بهتر از آب امکان پذیربود و آتش سوزی تسری پیدا نمی کرد. علاوه بر این ساختمان سنگین نشده و از هم نمی پاشید. از سویی وقتی از پنجره ها به داخل ساختمان آب می پاشیدیم این آبها بسرعت بخار شده و گرمای داخل ساختمان به چند ده برابر افزایش پیدا می کرد و عملا شانسی برای نجات حادثه دیدگان باقی نمی گذاشت. شاهد بودیم که آتش نشان شهید عباسی که به داخل ساختمان رفته بود با اینکه به خاطر جنس مقاوم لباسش از هر گونه سوختگی سطحی در امان مانده بود به دلیل درجه حرارت بالایی که بر اثر تبخیر همین آبها ایجاد شده بود اندامهایش از داخل دچار سوختگی شدید شده بود و به همین علت بعد از انتقال به بیمارستان درگذشت.
علاوه بر این استانداردی در دنیا وجود دارد و آن اینکه اگر یک سازه فلزی بیش از یک ساعت در آتش باشد بایست کلیه عناصر انسانی اعم از آتش نشانان و امدادگران از ساختمان خارج شوند تا آسیب بیشتری نبینند.
مجموع افرادی که داخل ساختمان مانده بود ۷ نفر بودند ولی ما به خاطر آنها ۱۶ نفر از آتش نشانمان را به کشتن دادیم؟
از سویی چرا کنار ساختمان تشک های نجات پهن نشد تا آتش نشانانی که کنار پنجره بودند خود را به روی آن پرتاب کرده و نجات پیدا کنند؟ فیلم حادثه را ببیند تا متوجه شوید که چند آتش نشان در کنار پنجره ها بودند و شهید شدند.
در کنار این موارد مگر وقتی که پله های ساختمان در حال سوختن دفرمه می شود و ستون های ساختمان شروع به سر و صدا می کنند ، چرا به آتش نشانان دستور خروج داده نمی شود؟ مگر نه اینکه اینها علایم فروپاشیدن ساختمان است؟
از ۱۳ ایستگاه آتش نشانی برای کمک آمده بودند. اما چرا آتش نشانان بی سیم نداشتند تا اقدامات خود را با فرمانده شان هماهنگ کنند ؟ و فرمانده هماهنگ کننده حادثه وجود نداشته و یا ضعیف عمل کرده است.
اکثر آتش نشانان زیر ۲ سال تجربه کاری داشتند و پرسنل ۱۳ ایستگاه آتش نشان توسط ۱۳ فرمانده جداگانه راهنمایی می شدند. چرا یک فرماندهی واحد برای مدیریت آتش نشانان وجود نداشت؟
ما همه این موارد را در جلسه شورای شهر از شهردار پرسیدیم و وی پاسخ قانع کننده ای نداشت.
درباره پلاسکو باید خیلی چیزها گفته شود تا مردم اوج فاجعه در مدیریت شهری را دریابند.
پلاسکو هشدار بسیار بزرگی بود. وقتی در این ساختمان که در کنار دو خیابان اصلی هستند، این فاجعه خلق شود اگر برج های ۲۵ طبقه شهر که در کوچه های ۶ تا ۱۰ متری ساخته شده اند دچار آتش سوزی مشابه شوند چه مصیبتی پیش می آید؟
آتش نشانی تنها سه نردبان بلند برای مهار آتش شهر دارد آن هم در تهرانی که ۴۰۰ برج دارد.
وقتی در این حادثه کوچک اینطور صدمه ببنیم اگر زلزله تهران رخ دهد ، چکار می خواهیم بکنیم و چه کسی به داد مردم خواهد رسید؟
از سویی بسیاری از ایستگاه های آتش نشانی ما قدرت تحمل زلزله بالای ۸ ریشتر و ضریب امنیتی لازم را ندارند و خود تخریب می شوند.
ما در شورای شهر از تجهیزات ضعیف آتش نشانی انتقاد کردیم اما شهردار و مدیر عامل آتش نشانی که منصوب ایشان است امکانات آتش نشانی را در حد کشورهای پیشرفته اروپایی ذکر کردند. آخر وقتی نیروی آتش نشان شما یک بیسیم ندارد، چطور چنین ادعایی را بر زبان می آورید؟
یا اینکه به نیروهای قراردادی آتش نشان ماسک نداده و به رسمی ها داده بودند. این دیگر چه تبعیضی است که درباره جان آدم ها صورت می گیرد؟
ما می گوییم حتی اگر همه نیروها هم ماسک داشتند ، باز کافی نبود. چرا که بعد از حادثه ۱۱ سپتامپر که آتش نشانان بسیاری پس از آن دچار بیماری های تنفسی صعب العلاج شدند همه دنیا فهمید که باید علاوه بر ماسک، نیروی آتش نشان ماسک اکسیژن نیز داشته باشد تا دچار بیماری های بعدی نشود.
اصلاح طلبان در صددند در شورای شهر آینده مدیریت واحد و یکپارچه و کارآمدی را برای مهار بحران ایجاد کنند.

شهر باید انسان محور باشد نه پول محور

 در مورد محیط زیست تشکل شما چه برنامه ای دارد.

در طول ۱۲ سال گذشته بیش از ۷۰ هکتار از باغات قدیمی و درختان کهنسال تهران از بین برده شد و برج های آهنی سر به فلک کشیده جای آن را گرفته اند. با این وجود شهردار تهران باز مدعی است که فضای سبز را گسترش داده است!
درخت های ۱۰۰-۱۵۰ ساله را از جا می کنند و در جایی دیگر یک نهال یکساله یا مقداری چمن می کارند و اسم آن را فضای سبز می گذارند.
احیای این فجایع زیست محیطی شهر تهران حداقل ۳۰ سال زمان می خواهد آن هم با تغییر مدیریت فعلی.
به خیابان ولی عصر نگاه کنید. خیابان مشجری را که در کل خاورمیانه بی نظیر بود با ساخت و ساز در حاشیه آن و عدم نگهداری اصولی چنارها به چه روزی انداختیم؟
قطعا اصلاح طلبان برای جلوگیری از این روند مخرب و بهسازی محیط زیست هم در تهران و هم در سراسر کشور برنامه های از پیش تعیین شده و کارشناسی دارند.
اما ما برای شفاف سازی در منابع مالی شهرداری ها هم برنامه داریم و درآمدهای شهرداری را شفاف و پایدار خواهیم کرد.
نگاه ما به شهر به عنوان یک موجود زنده است. شهر ما انسان محور خواهد بود. ریوس و محور برنامه ی ما در ایام تبلیغات به استحضار مردم خواهد رسید.
اما برای اجرای این برنامه ها حتما باید حداقل موفق به کسب اکثریت نسبی در شوراها شویم. در شورا حتی یک رای هم تاثیرگذار است. اصولگرایان در شورای چهارم تهران با اختلاف تنها یک رای مدیریت شهر را در اختیار گرفتند.

 مرادتان از شهر انسان محور چیست؟ الان وضعیت تهران را چطور ارزیابی می کنید؟

پول محور. اقدامات نمایشی محور. بی برنامه محور.

 تهران بسیارگران اداره می شود

 چطور؟

پل صدر و تونل نیایش بدون برنامه ساخته شد. ساخت نمایشگاه شهر آفتاب نه تنها برنامه بلکه مصوبه شورای شهر را هم نداشت. یکهزار و پانصد میلیارد تومان در ساخت شهر آفتاب هزینه شد اما هیچ حسابرسی در مورد نوع خرج شدن این پول انجام نشد. آیا این پروژه اصلا اقتصادی بود و آیا با یک دهم همین پول نمی شد آن را ساخت؟
تهران بسیار گران اداره می شود.

 منظورتان چیست؟

انصاری: پروژه های شهرداری و در خوشبینانه ترین حالت و در شرایطی که هیچ فساد و زد و بند مالی صورت نگیرد قیمت تمام شده ۲ تا ۳ برابر قیمت اصلی است. ساخت همین شهر آفتاب متری ۱۰۰ میلیون تومان آب خورده است. اگر به جای آهن در آن از طلا و نقره استفاده می شد هزینه اش کمتر از این می شد. نهایت باید متری ۳ تا ۵ میلیون تومان برای ساخت آن هزینه می شد.

برای اصلاح سیستم حمل و نقل تهران چه برنامه ای در نظر گرفته اید؟

با پولی که برای ساخت بزرگراه های صدر و نیایش هزینه شد، می شد خط ۲ و ۳متروی تهران را به بهره برداری کامل رساند. ساخت آزاد راه و بزرگراه یعنی فراهم کردم بستر تخریب محیط اجتماعی و آلودگی محیط زیست شهرها. یعنی تشویق مردم به تردد بیشتر با خودروهای شخصی.
بزرگراه صدر بر پایه نیاز شهر ساخته نشد بلکه هدف دیده شدن کار شهردار بود. همه دنیا به این نتیجه رسیده اند که باید پل های طبقاتی را از بین برد و به جای آن فضای سبز ساخت چرا که هم تردد به حداقل می رسد و هم هوا پاک می شود اما معلوم نیست فلسفه ساخت پل دوطبقه صدر چه بود؟
راه نجات تهران ارتقای سیستم حمل و نقل عمومی است.
آقای شهردار در مصاحبه اخیرش گفت که در طول ۴ سال اخیر یکصد کیلومتر خط مترو در پایتخت ساخته ام ولی دولت تنها پول یک کیلومتر آن را داده است.
یعنی به راحتی در این باره دروغ گفته می شود. هیچ کس و هیچ رسانه ای هم نمی آید این ادعا را از نظر کارشناسی مورد بررسی قرار دهد. تعداد ایستگاه ها و خطوط ساخته شده در این ۴ سال کاملا مشخص است، بروید بررسی کنید ببنید که طول آن چند کیلومتر می شود؟
متاسفانه رسانه های ما که باید رکن چهارم دموکراسی باشند در بسیاری از مواقع بی جهت سکوت می کنند که یکی از این موارد همین است.
مطبوعات و سایت ها می توانند در مقابل دهن کجی های مدیران اجرایی، واقعیات را برای مردم بیان کنند و اجازه طرح این حرف های خلاف واقعیت را به مسوولان ندهند اما متاسفانه معمولا چنین کاری نمی کنند.
اصلاح طلبان برای کاهش و رفع مشکلات حمل و نقل در شهرها برنامه دارند. ایجاد و توسعه ال آر تی یا همان قطارهای سبک شهری، خودروهای برقی و هیبریدی و مترو حتما از اقدامات شورای شهری خواهد بود که اصلاح طلبان در آن اکثریت را داشته باشند.

 در مورد ظاهر شهر چه؟ چه برنامه ای را برای مبلمان شهر دارید؟

معماری تهران خشک و مهندسی است. لطافت، ظرافت و زیبایی معماری را که بتواند به ببینده آرامش بدهد، ندارد. قطعا اصلاح نما و ظاهر شهر به طور جدی در دستور کارمان قرار خواهد گرفت. طوری که وقتی کسی وارد شهر می شود معماری و به اصطلاح مبلمان شهر نشاط و آرامش را به وی القا کند.
اگر موفق به کسب اکثریت در شوراها شویم مدیریت پاکدست، انسان و مردم محور را در شهرها نهادینه می کنیم.

 بگذارید تبصره ای به این ادعای شما وارد کنم. گفته می شود همین الان شهرداری تهران چیزی حدود ۵۰ هزار میلیارد تومان به پیمانکاران خود بدهی دارد. پول لازم برای اجرای این پروژه ها را که احتیاج به اقدامات بنیادی دارد از کجا تهیه می کنید؟

به واقعیت بزرگی اشاره کردید. شهرداری تهران بدهی های بسیار سنگینی به پیمانکاران و علاوه بر آن به بانک ها و مردم دارد. پول بسیاری از تراکمات فروخته شده توسط شهرداری خرج شده اما هنوز این تراکم ها ساخته نشده است که در صورت ساخت خود بار سنگین دیگری بر روی شانه های خسته شهر خواهد بود.
فاجعه مدیریتی شهرداری تهران را در برگرفته است که زمین سوخته ای را تحویل شورای شهر و شهردار آینده خواهد داد. شاید شرایط شهر تهران به مراتب بدتر از شرایط کشور در زمانی بود که آقای روحانی دولت را در دست گرفت و شروع به آواربرداری از قوه مجریه کرد.
اما همانطور که دولت یازدهم توانست بر بسیاری از شرایط فایق شود ما نیز معتقدیم با تمام این مصایب، باز می توان با مدیریتی یکپارچه، تخصصی و برنامه محور که باید در شورای شهر و شهرداری آینده تهران حاکم باشد، بخشی قابل توجهی از این چالش ها را مدیریت کرد.

به جای تراکم، زباله های شهر را می فروشیم

اما پاسخ سوالم را نگرفتم. مگر شهرداری تهران چقدر درآمد دارد که بتواند این هزینه ها را پرداخت کند؟ آیا اصلا چنین کاری ممکن است؟ آیا به تراکم فروشی و هوافروشی نخواهید افتاد؟

صددر صد چنین کاری ممکن است و هرگز هم سراغ تراکم فروشی و هوافروشی و تخریب باغات نخواهیم رفت. اینها که شما اشاره کردید درآمدهای ناپایدار شهرداری است که ما روی آنها اصلا حساب نمی کنیم. تلاش اصلی ما کسب درآمدهای پایدار برای شهرهاست.

مثلا؟ آیا برنامه تان فعلا محرمانه است؟

خیر. دنیا عوارض متعددی را برای شهرداری ها طراحی کرده است. یکی عوارض تردد خودرو است. با سیستم الکترونیکی کنترل تردد خودروها که در تهران برقرار شود میران حرکت تمام خودروها در سطح شهر قابل اندازه گیری است. طرح ترافیک وزوج و فرد هم دیگر کارآیی خود را از دست داده است. می توان متناسب با مدل خودرو و میزان تردد آن از صاحبان آنها عوارض گرفت.
کاری که در بسیاری از کشورهای اروپایی انجام می شود. منتهی مشروط بر اینکه ابتدا سیستم حمل و نقل عمومی مان را مانند آنها وسیع، در دسترس و کارآمد کنیم.
سالها پیش ژنو یکی از آلوده ترین شهرهای اروپایی بود اما امروز پاک ترین شهر اروپا شناخته می شود.
شما صرفا با طی ۵۰۰ متر می توانید به اتوبوس، مترو، ماینرهای برقی و قطارهای سبک شهری یا ال آر تی دسترسی پیدا کنید آن هم با پرداخت کرایه ای بسیار کمتر از وسیله شخصی. شما بینید همین چند خط مترو چقدر هزینه رفت و آمد در تهران را کاهش داده است. همه چیز تهران در روی زمین ساخته شده در حالی که بخش زیادی از شهرهای امروز دنیا در زیرزمین است. می توان پمپ بنزین و بسیاری از مراکز دیگر را به زیر زمین شهرها برد و با این کار از حجم آلودگی های هوا و صوتی به نحو قابل توجهی کاست. برای همین هم می گویند تهران تبدیل به یک پارکینک بزرگ ماشین شده است.
منبع درآمد دیگر زباله های شهر است. زباله در دنیای امروز به عنوان طلای کثیف شناخته می شود. ما هنوز زباله هایمان را به طور سنتی جمع آوری و آن را دفن می کنیم. دریاچه های شیرابه فاضلاب که در کهریزک تهران شکل گرفته ناشی از آن است. شهرهای شمالی و جنگل ها و رودخانه های کشور را با دفن زباله ها از بین برده ایم. زباله یک منبع بزرگ درآمد برای شهرداری ها در دنیاست نه معضل.
در شهرهای پیشرفته دنیا که با مدیریت اصولی اداره می شود زباله های جامد ابتدا به انرژی تبدیل می شود انرژی به دست آمده به بنزین و گازوییل با استانداردهای یورو۵ بدل می شود و سپس از آن مقادیر بسیار زیادی برق تولید می شود.
منبع دیگر درآمدی پایدار شهرداری ها اجاره داری است. وقتی ساخت و ساز انجام می شود بخشی از مطالبات شهرداری به صورت ملک از سازندگان دریافت می شود. این املاک را می توان اجاره داد و درآمد خوبی از آن کسب کرد. ما با طراحی اطلس درآمدهای پایدارمی توانیم منابع درآمدی اداره شهرراتامین کنیم.
متاسفانه در دوران شهردار فعلی تهران چوب حراج به بخش قابل توجهی از املاک و سرمایه های شهرداری زده اند. زمین های شهرداری، املاک و باغ های شهر را به جای بدهی به پیمانکاران فروخته اند و چیزی برای شهر باقی نگذاشته اند. حتی شهر آفتاب را هم فروختند. فروشگاه های شهروندی را که کرباسچی به وجود آورده بود قالیباف فروخت. بانک شهر هم مجبور است به خاطر فشارهایی که بانک مرکزی برای جلوگیری از بنگاه داری بانک ها انجام می دهد آن را به دیگران بفروشد و این منابع درآمدی از دست شهرداری خارج می شود.
در صورتی که اگر بخواهیم شهر را با درآمدهای پایدار اداره کنیم یکی از منابع اصلی همین مستغلات است.
البته یکی از ریشه های اصلی وجود این آسیب ها و مفاسد، نبود مدیریت یکپارچه شهری است. یکی از کارهای ماندگاری و اساسی که آقای روحانی می تواند از دولت یازدهم به جای بگذارد تحقق همین مدیریت یکپارچه شهری است.
البته با وجود اینکه سه باره شهردار شدن قالیباف منع قانونی داشت قانون را جوری تفسیر کردند که وی دوباره بتواند شهردار شود. نتیجه آنکه حجم و میزان خرابکاری هایی که در این ۴ سال اخیر در شهرداری تهران شد از مجموع خرابکاری های ۸ سال قبل وی بیشتر بوده است.

برنامه تان برای جلوگیری از ادامه تراکم فروشی چیست؟

به طور قطع از آن ممانعت به عمل خواهیم آورد. در شهرهایی مانند پاریس و لندن و رم، بافت های جدید شهری در کنار همان شهر قدیم و سنتی که بازسازی شده به وجود آمده است.
با تراکم فروشی در تهران و به ویژه در منطقه ۲۲ ریه تهران را از نفس کشیدن بازداشتیم. برج های ۲۰ تا ۳۰ طبقه ساخته شده در آن منطقه که در طرح تفصلیی تهران ساخت ساختمان بیش از ۲ طبقه در آن مجاز نبود تا باد غالب تهران که از غرب به شرق شهر می وزد جریان داشته باشد فاجعه ای زیست محیطی خلق کرد. بخش بزرگی از آلودگی امروز هوای تهران ناشی از همین ساخت و سازهای مزبور است . اگر قصد برج سازی داشتیم می توانستیم این کار را در بافت های فرسوده غیرتاریخی تهران انجام دهیم تا حداقل از آسیب زلزله در امان بمانیم. ۴۰ درصد تهران را بافت های فرسوده تشکیل می دهد. ۶۰۰هکتار بافت فرسوده در شهر داریم.

 وضع بافت های فرسوده تهران چطور است؟

درباره این بافت ها هیچ اتفاق مثبتی نیفتاده که هیچ وضع آنها بدتر هم شده است.
این بافت ها یا تخریب شده و از مسکونی به تجاری تغییر کاربری داده اند که خود باعث شلوغی و ترافیک است.
بسیاری از مهاجران به سمت این بافت ها هجوم آورده و در آنجا سکنی گزیده اند. آنها چون شغلی هم پیدا نمی کنند عمدتا به مشاغل کاذب رو می آوردند که وضع بحرانی این مناطق را بغرنج تر از قبل کرده است.

به جای مسکن مهر بافت های فرسوده باید بازسازی می شد

یکی از مسایلی که شوراهای شهر در آینده با آن روبرو خواهند بود ،ساختمان های مسکن مهر است. برای آنها چه برنامه ای دارید؟

یکی از ظلم هایی که در دولت قبل انجام شد ساخت شهرهایی مانند پرند و پردیس بود. شهرهایی که فاقد امکانات زیربنایی چون آب، فاضلاب، گاز، بیمارستان و غیره بود. اگر هزینه ای را که صرف مسکن مهر کردیم برای بازسازی و ساخت بافت فرسوده شهرها می کردیم و این مناطق را به طور رایگان به صاحبان وافراد متقاضی آن تحویل می دادیم ، قطعا هزینه مالی کمتری به دولت و کشور تحمیل می شد. علاوه بر این شاهد این همه خسارت در شهرک های اطراف تهران و دیگر شهرهای ایران نبودیم.

چه خساراتی؟

در نظام اجتماعی ما این خانواده است که هویت اصلی را دارد. به تبع آن کوچه و محل هم هویت پیدا کرده است. بخشی از افتخارات ما این بود که هویت محلی از افتخارات ساکنان بود.بچه نازی آباد یا تجریش یا غیره جزء هویت محلی بود که از هم گسیختگی جامعه جلوگیری می کرد و خود باعث هویت بخشی به نظام اجتماعی ما می شد و انسجام اجتماعی ایجاد می کرد.
متاسفانه این روند با آپارتمان نشینی دچار اختلال شد. ما خانه های بزرگ خود را با آپارتمان عوض کردیم ولی فرهنگ آپارتمان نشینی را یاد نگرفتیم.
در بسیاری از کشورهای دنیا آپارتمان صرفا محل خواب و استراحت است. چون این محیط کوچک روح انسان را ارضاء نمی کند فضای بیرون از خانه پر از مراکز تفریحی، خورد و خوراک و دید و بازدید است.
اما ما چنین فضایی در شهرهایمان به وجود نیاوردیم. آپارتمان های کوچک محیطی شده که قرار است در آن هم آشپزی کنیم، هم تفریح کنیم، هم دید و بازدید داشته باشیم و همه چیز دیگر. طبعا این فضای کوچک از نظر مساحت فیزیکی امکان حفظ هویت هر کدام از این کارها را به ما نمی دهد و نوعی تداخل هنجارشکنانه اتفاق می افتد که مرزهای رفتاری و اخلاقی بین اعضای خانواده را در هم می شکند.
این مساله با حدت و شدت بسیار زیادی در مجتمع های مسکونی مربوط به مسکن مهر رخ داده است.
علاوه بر این همانطور که گفتم هر کدام از این محلات دارای هویتی بوده اند که مسکن مهر با گردآوردن افراد از فرهنگ ها و گویش های مختلف آن را کمرنگ و دچار چالش کرده است.

 برای شورایاری محله ها چه برنامه ای دارید؟

نگاه ما در تحقق شورای شهر سلسله مراتب پایینبه بالاست. در صورت کسب اکثریت کرسی های شورا هویت جدیدی از شورایاری ها را به نمایش خواهیم گذاشت. انتخاب شهرداران نواحی توسط شورایاران را قانونی و اداره مناطق را به صورت مستقیم توسط مردم محله عملیاتی خواهیم کرد و شورایاری ها را از حالت نمایشی و فرمایشی فعلی را که توسط اصولگرایان تبدیل شده به شورای محلی مردم سالار تبدیل خواهیم کرد.

منبع ایرنا